۹
۹
آغا، ما بد جوری هنوز مشغول جمع و جور کردن این وبلاگ هستیم، خسته و کوفته از صبح زود روز گذشته، همه کوه و کمرهای اطراف علی اباد را به دنبال گوسفندا بودم، حالا داره بازم صبح می شه و باید گوسفندارو دوباره به چرا ببرم، اما اصلا از خواب خبری نبود.
این اقا معلم هم که تابستونه و رفته شهر، من هم با این سوات دنبیلی خودم، اصلا نمی دونم چی به چیه یا کی به کیه، اگه اقا معلم اینجا بود!!!!!!!!!! ای ، ای ، حالا همه چیزو ،جور می کرد.
بعضی جاهارو راه انداختم ، اما یه چیز عجیب ، اصلا جور نمی شه، اونم این تکه پایینه قبلا ، اگه وبلاگ من ظاهر می شد، برای طرف بیننده ، خارجکی، نوشته می شد، چوپان، اما حالا این نوشته، شده کوپان ، یعنی با سی، و یک اچ، غیب شده، همه ش تقصیر امریکاییهای چشم ابی است، فکر کنم اونا این اچ را دزدیده اند، بی خود نیست که این رییس کشورهای ما، همینکه یک سنگ از اسمان پایین می افتد، می گویند کار امریکاییهای چشم ابی است ، حتما یک بدی هایی از انها دیده اند!
خلاصه بگذریم از این حرفها، یواش یواش برم و گوسفندارا برای چرا بیرون ببرم ، از گشنگی صدایشان در امده، فعلا رفتم کوه، اگه شبکه داشتم از اونجا ادامه می دم...
تبلیغات